خاک وجود آدمی اگر خاصل خیز باشد بذر محبت باری تعالی در آن می ماند و می بالد و می شکوفد به فطرت پاک و مصلح انسانی.. پ.ن1: سلام پ.ن2: التماس دعا پ.ن3: در پناه حق اگر عمری دوباره دهد کریم آفرینش سوگند که عاشقت دوباره خواهم شد و شروع خواهم کرد نقش و نگار جنون دوباره را در نفس سرد رویایت تب از تاب پریشانی می بندم لحمه از فراموشی می دوزم ستاره از دل بیمارت می چینم تا دوباره رخنه کند جانم به چشمانت تا دوباره شوی عاشق شوی هم آوای شبهای پر از سر و نیازم اگر بخواهد قدرت مطلق که کند قَدَر نمایی به شیفتگی ما آرزو دارم که بکند جامه ی جان ز جسم خاکی من تا دوباره شوم فدای دو چشمانت... می آموزم ترانه را عشق را شعله را حتی بهانه را سوز نی به ساز لب زدن را هر لحظه با نگاه تمنا به خدا زدن را می آموزم بندگی ز تاریخ و زمانه را از خار و سنگ و خاک قناعت عاشقانه را هر دم که بگذرد می شوم سپید از انحنای نگاه تو سر می کشد ز دلم دست نیازم سوی نوای تو این ریسمان منزه است از دست من نگیر کین رسم بندگی بس می دهد به باد سر هر اطاعت بی چون و چرای تو... پ.ن: حکما سکته هایی داره که خوشحال می شم یادآور بشین پ.ن2: قاعدتا التماس دعا... پ.ن3: عزیزترین دوست در کل آفرینش هم وبلاگشون یافت شد. به موقع معرفی می شن...


| Design By : BaRaN |





